سلام به همه دوستان عزیز

این مقاله(با اندکی تفاوت در موارد مثال)  اگر اشتباه نکنم در سال 1391 در هفته نامه بابک زمین شهرستان شهربابک(استان کرمان) به چاپ رسید.امشب برای شما دوستان عزیز در وبلاگ قرار می دهم.امیداور که مفید باشد.التماس دعا

---------------

گاهی در لابه لای تار و پود ثانیه ها و در سبقت عقربه های ساعت زندگی ام واژه ای ذهن مرا به بازی می گیرد : ((شکست!)) آری واژه ای که برای همه ما تداعی کننده خاطرات پرتنشی است، اما آیا پدیده شکست  یک مصیبت  است یا یک موهبت!؟ وقتی به سراغ زندگی نامه و دست نوشته های انسان های بزرگ و موفق می رویم، در دل خاطرات آنها ، در پله های مختلف نردبان زندگیشان رد پاهایی زیادی از شکست می بینیم. اگر زندگی دانشمندان بزرگ، مشاهیر تاریخ و مردان نام آور زمانهای مختلف را بررسی کنیم می بینیم که اکثر آنها با شکست های بزرگی در طول زندگی دست و پنجه نرم کرده اند. نمی خواهم اینجا از ادیسون بگویم و یا از نیوتون و  یا هلن کلر! نمی خواهم از بزرگانی حرف بزنم که همه ما آنها را می شناسیم و می دانیم که شکست های بزرگی را پشت سر گذاشتند، آنها انسان های بزرگی بودند!

در همین کشور خودمان، در همین نزدیکی، انسان های غریبی را داریم که بسیار بزرگ اند! کسانی که با وجود موانع و سختی ها وشاید به تعبیری شکست های بزرگ  نه تنها در جاده پرتلاطم  زندگی کنار نکشیده اند بلکه محکم و استوار، قوی تر از کسانی که چنین مشکلاتی را ندارند گام بر می دارند! به عنوان نمونه زهره اعتضادالسلطنه  که از نعمت دست محروم است و با پاهای خود به خلق تابلوهای نقاشی و بافت گلیم می‌پردازد و آرش رزقی‌بارز  هنرمند کشورمان که در 22 سالگی به علت حادثه ای  منجر به ضایعه نخاعی از قسمت گردنش گردید اما تسلیم نشد ،اینها برای ما می تواند الگوهایی باشند و یا خیلی از بزرگان هم میهن  دیگر که علیرغم بزرگی آنها را نمی شناسنیم! شاید از کنار این بزرگان به راحتی بگذریم و حتی به فکرمان هم خطور نکند که این انسان ها چه دنیایی دارند! اگر چه  آشناهستند اما غریب اند! درست است که چندان شناخته شده نیستند اما رفتار و برخورد آنها با مشکلاتشان نشان از بزرگی و عظمت درونی آنها دارد. اگر ما جای آنها بودیم به راستی الان چگونه شرایطی داشتیم؟!آیا زانوی غم بغل گرفته بودیم و یا مانند آنها اهل مبازره بودیم!؟ سر شما را به درد نیاورم سوال من این بود که آیا شکست یک مصیبت است یا یک موهبت؟!


 

سختی ها مانند لبه تیغ اند هم توان شکوفایی انسان را دارند و هم می توانند او را به نابودی بکشند، شکست می تواند انسان را آنگونه زمین بزند که دیگر نایی برای بلند شدن نماند، اما همین شکست می تواند نیروهای خفته ای را در انسان بیدار کند که نه تنها انسان زمین خورده را دوباره بلند کند بلکه به او رسم پرواز را هم بیاموزد! برای انسانی بزرگ شدن شاید شکستی بزرگ لازم باشد اما فراموش نکنیم که انسان های زیادی بودند که شکست های بزرگی  خوردند ، اما هرگز بزرگ نشدند! اینکه از شکست یک مصیبت بسازیم یا یک موهبت ، اینکه شکست یه دره  نابودی شود یا یک سکوی پرش در دست خود ماست، در دست خود ِخودِ ما! امیداورم تک تک  ما بتوانیم قدر شکست هایمان را بدانیم، خداوند را به خاطر این موهبت ها شاکر باشیم و از آنها پلی به سوی موفقیت بسازیم.

دانلود نسخه پی دی اف