وب نوشت شخصی محمد مهدی احمدیان

از «الف» امنیت تا «ی» فلسفه زندگی - عقل معاش در کنار عقل معاد حقیقت زندگی است.

۱۹ مطلب با موضوع «فلسفه زندگی» ثبت شده است

اشتراک تجریه ای ارزشمند

✨با سلام و درود به همه مخاطبان گرامی 


به لطف خداوند، در این چند سال تجربه  کاری در تهران، از بزرگان و انسانهای موفق حوزه دانشگاه، صنعت و مدیرانی فرهیخته (نظیر دکتر مهدی شجری، دکتر هاشم حبیبی، دکتر حمیدرضا شهریاری، دکتر سیاوش خرسندی، مهندس محمد حسین مشکینی، دکتر احمد افشار و غیره که خود را همیشه شاگرد این بزرگواران میدانم)  آموخته‌ام که برای موفقیت در حوزه کسب و کار حداقل دو نکته را مدنظر قرار دهم.  


❗️1- در حوزه کاری علاوه بر تلاش در کسب تخصص و بدون اهمیت دادن به انتقادات غیرسازنده و منفی و غرض ورزانه، اصل بازاریابی،ارائه مثبت و تبلیغات هدفمند و سازنده را در نظر بگیریم.


❗️2- در شرایط نامساعدی که کشور در مسیر گذار از آن است تلاش کنیم علاوه بر داشتن یک پایگاه اصلی کاری، هیچگاه خود را وابسته مطلق به یک محیط کاری ننمایم و به اصطلاح ضرب المثل "هیچگاه تخم مرغهایمان را در یک سبد نگذاریم"؛ چرا که وابستگی مطلق به یک‌محیط کاری، در چنین شرایطی  روز به روز انسان را بیشتر در موضع ضعف قرار میدهد و داشتن چند موقعیت شغلی حتی به شکل محدود، به عنوان مثال در حد مشاور، انسان را از مواجه شدن با شرایط نامطلوب کاری به ویژه در محیط هایی که پرچالش است نجات می‌دهد.


🔍هدفم از بیان این تجربه این بود که خواستم در این برهه از زمان که محیط کاری خود را با لطف فراوان خداوند، با مشورت با برخی دوستان موفق و مورد اعتماد و با انتخاب آگاهانه خود عوض کردم، ضمن یادآوری نام این بزرگواران، از  تک تک آموزه ها و حمایت‌های آنها، به ویژه مدیرعامل محترم شرکت سابقم و سرپرست سابق محترم مرکز که علیرغم همه چالش‌ها همواره از بنده حقیر حمایت کردند، سپاسگزاری کنم و سپس  در حد بضاعت خود، زکات این تجربه را بدهم و این تجربه ارزشمند را با شما دوستان عزیز و مخاطبان گرامی که قطعا سطح تجربه و دانشتان از بنده حقیر بیشتر است به اشتراک بگذارم، به امید اینکه مفید باشد. 


♦️ارادتمند همگی و با تقدیم احترام

م.م. احمدیان

 ۱۲ آذر ۹۷

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ بسیار ارزشمند در مورد هوش هیجانی(EQ) و مدیران موفق

پیرامون سلسله مطالب کوتاه  مرتبط با کارگروهی ، فرصت ها و چالش های آن در این پست به بحث هوش هیجانی و مدیریت موفق می پردازم.
به اعتقاد برخی، نیازمندی های مدیریت یک مثلث است که یک ضلع آن مهارت(تجربه) ، ضلع دیگر آن دانش و ضلع سوم آن استعداد مدیریت است؛  ضلع اول و دوم را با تمرین و تلاش می توان به دست آورد اما ضلع سوم به  توانایی های ذاتی فرد بر می گردد.  در این کلیپ تقریبا سه دقیقه ای که توسط Harvard Business Review تولید شده است، مطالب بسیار مفیدی در رابطه با هوش هیجانی  ارائه می شود و تلاش می شود تا مشخص شود چه عواملی موجب تمایز رهبران(مدیران) بزرگ و معمولی می شود. هوش هیجانی بر اساس تحقیقات گلمن  از پنج مولفه ساخته شده است:
      • خودآگاهی
        • فهم احساسات خود و تاثیر آن بر دیگران
      • خود نظم دهی
        • توانایی کنترل و تغییر جهت انگیزه های مخرب است؛ به ویژه تفکر قبل از عمل
      • انگیزش
        • به مفهوم اشتیاق به کار و برخورد اری از انرژی و پایداری دلایلی فراتر از پول و مقام است
      • همدلی
        • توانایی فهم نیازهای احساسی دیگران و رفتار  متناسب با آن است
      • مهارت های اجتماعی
        • به معنی تخصص در مدیریت روابط، توسعه شبکه، ایجاد توافق و زمینه های مشترک است
    • نکته قابل توجه این است که هوش هیجانی را با تمرین می توان ارتقاء داد.
    • اگر جسارت نباشد، دیدن این کلیپ را به همه مدیران بزرگوار که قصد پیشرفت خود و سازمان خود را دارند توصیه می نمایم. (لینک مشاهده کلیپ) 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گزیده ای از مطالب مرتبط با کارگروهی ، فرصت ها و چالش های آن

در این پست قصد دارم در راستای مجموعه نوشته هایم در حوزه موفقیت شخصی و حرفه ای به‌مرور، مجموعه‌ای از  مطالب مرتبط با کارگروهی، فرصت‌ها و چالش‌های آن را بیان نمایم. قطعا وظیفه شرعی و حرفه ای ماست که هر یک به اندازه بضاعت خود، بعد از اینکه این آفت ها را از خود دور کردیم، تلاش نماییم تا در محدوده اختیارات یا محدوده کاری خود این معضلات کمرنگ تر و کمرنگ تر شوند. امیدوارم  فرهنگ کار گروهی به شکل روزافزون در کشور ما بالا رود.
  • آفت ۱: همکارانی که در عمل همکاری نمی‌کنند اما  چنان ظاهرسازی می‌کنند که همکاری  بسیاری با سایرین دارند  و بخش عمده‌ای از کار به دوش آن‌ها است. 
    • وجود برخی افراد در کار گروهی یک آفت به‌حساب می‌آید، افرادی که نشان می‌دهند نقش تأثیرگذاری در انجام کار گروهی دارند و حتی چنان وانمود می‌کنند که انگار 100% در پروژه درگیر هستند درحالی‌که کمترین کار را انجام می‌دهند و کمترین تعهد را به گروه و پروژه دارند. این ویژگی هم می‌تواند در اعضای گروه بروز نماید و هم در مدیریت گروه؛ قطعاً در صورت بروز این ویژگی در افراد گروه این وظیفه مدیریت گروه است که فرد خاطی را اصلاح نماید یا از همکاری گروهی حذف نماید. این فیلم کوتاه (لینک) می‌تواند نمونه‌ای از وجود این افراد در کار گروهی باشد (در مثل مناقشه نیست).
    • این ویژگی منفی چنانچه در رهبر یا سرپرست گروه بروز نماید باعث می‌شود که وی به‌جای رهبری نقش رئیس را به خود بگیرد که  تصویر ذیل تفاوت‌های این دو مدل همکاری را مشخص می‌کند. چنانچه رهبر گروه تبدیل به رئیس گروه شود قطعاً ویژگی‌های منفی در گروه بروز خواهد نمود که در فرصت‌های آتی در مورد آن مطالبی را خواهم نوشت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جمع بندی  آخر سال از زندگی شخصی تا وضعیت امنیت سایبری(برنامه ریزی و نقشه راه)

جمع بندی آخر سال از زندگی شخصی تا وضعیت امنیت سایبری(برنامه ریزی و نقشه راه)

یکی از کارهایی که در آخر هر سال ،جهت رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای، بسیار توصیه می شود جمع بندی کارهای انجام شده در طول سال است. البته این جمع بندی نیاز به یک زیرساخت برنامه ریزی دقیق دارد که باید در طول سال انجام شده باشد و  بتواند شاخص هایی را برای محاسبه ارائه کند. البته جدای از فراهم نمودن این زیرساخت، متعهد نمودن خود به عمل به برنامه ریزی و ثبت آن بسیار اهمیت دارد. اهمیت برنامه ریزی و نظم در امور بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست همانطور که در ادیان مختلف از جمله دین مبین اسلام نیز بارها به آن تاکید شده است(حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا ، اوصیکما...بتقوی اللّه و نظم امرکم).در برخی از پست ها و محافل برخی مخاطبین گرامی خواسته بودند که از برنامه ریزی شخصی و حرفه ای نیز در وب نوشت مطالبی درج نمایم که انشالله در آینده این توفیق نصیب شود که بتوانم تجارب شخصی و حرفه ای خود را در حوزه برنامه ریزی که حاصل 14 سال تجربه در حوزه برنامه ریزی است منتشر نمایم. بنده حقیر نیز همواره سعی می کنم  در حد بضاعت خود چه در پروژه های حرفه ای حوزه سایبری و چه در زندگی شخصی چنین برنامه ریزی و جمع بندی داشته باشم؛ به عنوان مثال در شکل فوق برخی از نمودارهای جمع بندی برنامه ریزی(شخصی) سال 1396 بنده را مشاهده می کنید.


و اما تلنگری به ما در حوزه امن سازی صنایع و زیرساخت های حیاتی:

  • تا چه حد در رسیدن به اهداف امنیتی صنعت خود در طول سال 96 موفق بودیم؟
  • آیا اصلا اهداف امنیتی سالیانه ما مشخص شده است؟ (این اهداف در قالب نقشه راه امنیت سایبر-فیزیکی  توسط مشاورین و تیم های امنیتی با همفکری با متولیان و مسئولین صنعت مشخص می شوند.)
  • آیا اصلا برای امن سازی صنعت خود نقشه راهی داریم یا اینکه هنوز بدون برنامه و نقشه مشخص  گام بر می داریم؟
  • اگر بخشی از برنامه های امنیتی نقشه راه 1396  محقق نشده است، آیا دلایل آن شناسایی شده است و برای حل چالش های پیشرو در سال آتی برنامه ریزی کرده ایم؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پزشکی زیاد از حد گنده و قدرتمند شده است!(دردهای سیستمی)

به بهانه دیدن سخنان جنجالی دکتر ملائک، استاد هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف در مورد دردهای سیستمی که دیدن آن را به تمامی مهندسین اکیدا توصیه می کنم، چند نکته که به عنوان مهندس این مملکت بر خود وظیفه می دانم که بگویم{ضمن احترام و ستایش  همه پزشکان فرهیخته ای که بیش از آنکه به دنبال ثروت مادی باشند به دنبال خدمت به خلق اند}:

  • تفاوت غیرمنطقی در درامد میان رشته های مختلف به دور از عدالت است و این مسئله در کشور ما میان درامد پزشکان(دندان،پزشکی، دارو) و مهندسین بیداد می کند و امیدوارم روزی بتوانیم این مسئله را تعدیل کنیم.
  • عده ای از پزشکان تصور می کنند که این تنها آنها هستند که درس خوانده اند و زحمت کشیده اند؛ این در صورتی که به شخصه مهندسین بسیاری را می شناسم که در بهترین دانشگاه های کشور تحصیل کرده اند و میانگین مطالعه روزانه آنها از بسیاری از پزشکان بیشتر بوده است و در حال حاضر نیز بیشتر است.
  • در کشور ما درصد قابل توجهی از پزشکان آنگونه که باید بیمار را ویزیت نمی کنند و فقط می خواهند سریعا(حتی به اشتباه) نسخه ای تجویز کنند و بیمار بعدی را ویزیت کنند(البته بماند که گاها بیمار را به سراغ داروخانه های طرف قرارداد شخصی پاس می دهند یا به سراغ سایر پزشکان همدست با خود هدایت می کنند )!این نوع پزشکان عموما تعدادی نشانه(symptom) را از بیمار استخراج می کنند(استخراج که چه عرض کنم، بیشتر خود بیمار شفاها می گویند)  سپس بر اساس پایگاه دانشی(که متاسفانه چندان به روزرسانی هم نمی شود) که حفظ کرده اند  شبیه ترین بیماری را استنباط کرده و در کسری از ثانیه نسخه را می نویسند(با پایگاه دانش دیگری از داروهای مختلف). انشالله به مدد پیشرفت هوش مصنوعی، ما مهندسین قطعا در آینده نچندان دور با جایگزین کردن ربات های مجهز به سیستم خبره نسل این پزشکان را خواهیم خشکاند(منظور حذف پزشکان نیست، بلکه مقصود حذف این نوع طبابت است) و ربات های پزشکی را جایگزین می کنیم که با کمترین خطا، با کمترین هزینه، نسخه بیمار را می نویسد.
  • حرف زیاد است و فرصت اندک؛به شخصه معتقدم مهندسین باید متحد شده و با تشکیل کمپین هایی منسجم و یک دل ، به شکل اصولی و کاملا قانونی صدای خود را به گوش مسئولین برسانند.

دیدن این ویدئو در آپارات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یکی از واقعیت های تلخ نظام آموزشی و وزارت علوم(مریم میرزاخانی)

این متن که نوشته دکتر حسین آخانی سنجانی است  و در خبر آنلاین منتشر شده است، به علت تامل برانگیز بودن در وب نوشت خود بازنشر می دهم:

خبر جانکاه مرگ مریم میرزاخانی همه را شوکه کرد. بخصوص جوانمرگ شدنش خیلی غم انگیز بود. من تجربه جوانمرگی برادرم را در 20 سالگی، آن هم توسط سرطان تجربه کرده‌ام. می دانم این هیولا چیست، به هر جای بدن ممکن است حمله کند، و هر کسی را، در هر سنی و هر در نقطه‌ای از عالم ممکن است هدف قرار دهد.

ایرانی‌ها به مریم افتخار می‌کنند. او اولین زن در تاریخ ریاضی است که تا امروز برنده جایزه فیلدز شده است. این به تنهایی کافی است که همیشه به داشتن چنین انسانی ببالیم. به عنوان یک دانشگاهی که هر روز باید با تعداد مقالات خود حضورش را در دانشگاه ثابت کند، رفتم و سری به پروفایل حرفه‌ای خانم میرزاخانی زدم. در سایت webofknowledge (جایی که در آن مقالات آی اس آی فهرست می‌شوند) اگر فقط نام Mirzakhani M را جستجو کنید 20 مورد می‌یابید. با چک کردن عنوان مقالات به زودی در می‌یابید که اینها بیش از دو نفرند. یکی محمود است که مقالات فیزیک دارد و دیگری مریم. به ناچار جستجو را فقط با نام Mirzakhani Maryam ادامه می‌دهم. با کمال تعجب فقط 10 مقاله بیشتر دیده نمی‌شد. از این ده مقاله 5 مقاله قبل از پروفسوری ایشان تا سال 2008 است و 5 مقاله هم در 9 سالی است که به درجه استادی رسیده است. البته خانم میرزاخانی مقالاتی هم در مجلات غیر آی اس آی دارد. چون در سیستم خودمان به چنین مقالاتی بهای چندانی داده نمی‌شود به آن نپرداختم. نام او حتی در لیست دانشمندان آی اس آی هم نیست. سپس گزارش ارجاع ((citation report را انتخاب می‌کنم، با کمال تعجب پروفایلی را که می‌بینم در حد یک استادیار معمولی در دانشگاه‌های ایران است. حتی دانشجویان بسیاری هم در ایران هستند که خیلی بالاتر از مریم میرزاخانی هستند. دانشجویان و استادان بعضی رشته‌ها (بخصوص شیمی) در کشور کم نداریم که در یک ماه می‌توانند چنین پروفایلی را پر کنند. اینجاست که شک می‌کنم. نکند توطئه‌ای در کار است که این دخترک جوان با این تعداد کم مقاله را چنان جایزه مهمی داده‌اند و در استنفورد استخدامش کرده‌اند؟ چگونه شده است که دانش آموخته هاروارد که در 31 سالگی به بالاترین درجه دانشگاهی در معتبرترین دانشگاه جهان رسیده فقط با 5 مقاله آی اس آی استاد تمام شده است؟ با این تعداد اندک مقاله و ارجاع می‌گویند یک نابغه ریاضی؟ چه اتفاقی افتاده است؟ حتما اشکالی در کار است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
از  جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

از جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

پنجشنبه اخیر (22 تیرماه) توفیق اجباری نصیب شد تا در  دومین جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف حضور داشته باشم. اگرچه حداقل(خیلی خوشبیانه) 40% از سخنرانی ها کسل کننده و فاقد محتوای ارزشمند بود اما برخی سخنرانی های این جشنواره برای حقیر خالی از لطف نبود: ازجمله سخنرانی خانم سحر اسدی(Data Scientist, Spotify) که از سالها قبل ایشان را در مسابقات رباتیک IranOpen می شناختم و سخنرانی ایشان موجب گردید که دید بهتری به Data-Driven Product Development پیدا نمایم( و آشنایی آن را به تمام مخاطبین گرامی حوزه تحلیل و طراحی نرم افزار توصیه کنم) و بفهمم که در کنار در نظر داشتن  پیشبینی های انسانی در طراحی نرم افزار باید به تحلیل داده ها اعتماد کرد.  پرسش و پاسخ با محمد جواد شکوری مقدم(موسس و مدیرعامل آپارات،کلوب و غیره ) مانند همیشه جذاب و آموزنده بود. با داود تراب زاده(سرپرست تجربه کاربری فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا) اولین بار بود که آشنا می شدم؛ اما صحبت های ایشان نیز نکات قابل تاملی(مثبت/منفی) از شناخت دیجی کالا به همراه داشت. آشنایی با محی سنیسل(بنیان‌گذار پلتفرم جذب پشتوانه مالی جمعی (Crowdfunding) ایرانی تحت نام "دونیت") به ویژه زندگی نامه ایشان بسیار جالب توجه بود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

نسخه ای از این مقاله در  هفته نامه بابک زمین(سال چهاردهم،شماره 579، سه شنبه 6 مهر 1395) به چاپ رسیده است. 

-----------------

فصل تابستان رو به اتمام است و در آستانه فصل پاییز قرار داریم، فصلی که طبیعت رخت و لباس سبزش را از تن درمی‌آورد و دانش آموزان و دانشجویان رخت و لباس کسب دانش را به تن می‌کنند. چه بسیار دانش آموزان و دانشجویانی که در گوشه گوشه­ ی کشور عزیزمان و در لحظه‌لحظه‌ی تاریخ آن، این روزگاران را سپری کرده‌اند و در  صفحه صفحه‌ی تاریخ این مملکت خاطرات و تأثیرات مختلفی را به یادگار گذاشته‌اند. هر یک از ما نیز به فراخور سن و سال خود خاطرات مختلفی از روزگار مدرسه و دانشگاه و از اهل مدرسه و دانشگاه به همراه داریم. برای ذهنهای دغدغهمند چه بسیار چالش‌های فراوان من باب تأمل در محفل کسب دانش و برای گوش‌های شنوا چه بسیارها سخن‌ها برای گوش جان سپردن در این موضوع.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دوره گذار به دانشگاه های نسل سوم

دوره گذار به دانشگاه های نسل سوم

  • دانشگاه نسل اول، دانشگاه های آموزش‌ محور هستند، که تا دهه اول انقلاب ادامه داشته به نام دانشگاه‌های آموزش‌محور یا دانشگاه‌های آموزشی شناخته می‌شود که هدف و وظیفه آن دانشگاه، ارائه آموزش و صدور مدرک تحصیلی از ویژگی‌های آن بوده و برای توسعه کشور فقط به تربیت نیروهای مجرب آموزش‌دیده پرداخته که این از محورهای اصلی دانشگاه نسل اول بوده است و فارغ‌التحصیلان آن برای امر تدریس در دانشگاه‌ها یا مراکز علمی و برای پر کردن پست‌های مدیریتی در صنعت کشور آماده می‌شوند و آموزش نیروهای انسانی جامعه جهت آگاهی‌بخشی و افزایش سطح آگاهی جامعه و تربیت نیروی انسانی برای انجام امور صنعتی و مدیریتی کشور صرف می‌شد.[1]
  • دانشگاه نسل دوم، نیز دانشگاه های پژوهش محور هستند که با توسعه مرزهای دانش و پژوهش‌های بنیانی و تربیت نیروهای متخصص، نسل دوم دانشگاه‌های کشور پدیدار شده‌اند که این نسل از دانشگاه ضمن فعالیت‌های آموزشی مختص دانشگاه نسل اول توجه بیشتری به مباحث پژوهشی و کاربردی داشته و خروجی آن افزایش تعداد مقالات ایران در میان کشور‌های پیشرفته بود.[1]

  • دانشگاه نسل سوم یعنی اینکه، دانشگاه دیگر صرفاً مکانی برای یادگیری یک سری آموزه‌های صرف نیست؛ همچنین دیگر مکانی نیست که فقط پروژه‌های تحقیقاتی را در راستای اهداف اقتصادی صنایع انجام دهد؛ بلکه علاوه بر آنکه تمام اهداف فوق را همچنان پیش می‌برد، فارغ‌التحصیلانی را به جامعه ارائه می‌دهد که دانش را در کنار پژوهش‌های کاربردی به خدمت گرفته و با نوآوری کار می‌آفرینند. دانشگاه کارآفرین یعنی علاوه بر تولید علم و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز توسعه در راستای تجاری سازی علم و تأسیس شرکت های دانش بنیان قدم بر می دارد.  دانشگاه کارآفرین علاوه بر تربیت دانش‌آموختگانی براساس مولفه‌های کارآفرینی و کارمندی، باید به توسعه و اشتغال و ثروت‌آفرینی توجه کند.[1]

دانشگاه نسل سوم


  • همانطور که در جدول بالا مشهود است  و البته جالب توجه، دانشگاههای مطرح اخیرا به این سمت پیش می روند که از فضایی که دانشجو در آن کمترین ارزش را داشت به فضایی گذر کنند که دانشجو ها اصلی ترین سرمایه دانشگاهها به حساب می آیند و با محوریت دانشجو و سرمایه گذاری روی آن است که دانشگاه معنی پیدا میکند.

برای مشاهده ادامه مطلب روی فلش قرمز بالای پست کلیک کنید.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲

ملّا شدن چه آسان است، آدم شدن چه مشکل! مراکز آموزشی از «ملّاپروری» تا «آدم پروری»

این مقاله در  سی امین نسخه نشریه پویش(برگزیده سوم بخش نشریات سالانه فرهنگی اجتماعی افرا) دانشگاه صنعتی امیرکبیر به چاپ رسیده است.

-------------------------

ما ایرانی ها بارها و بارها این مثل شیرین ولی تلخ را شنیده ایم که «ملّا شدن چه آسان است، آدم شدن چه مشکل!». به نظر شما مراکز آموزشی موجود در کشور ما بیشتر دغدغه «ملّاپروری» دارند یا «آدم پروری»؟

بنده به شخصه به عنوان یکی از جوانان این کشور که بالغ بر 20 سال از عمر خود را در مقاطع مختلف این نظام آموزشی سپری کرده است ضمن تشکر و سپاس از همه عزیزانی که در این مراکز با کمترین چشم داشتی تلاش می کنند و عمر خود را وقف تربیت نسل های آتی می کنند، بیشتر احساس کرده ام که دغدغه اصلی مراکز آموزشی تربیت انسان هایی با سواد و به اصلاح این مثل «ملّا»  است تا تربیت انسان هایی فرهیخته[1] و به اصطلاح  «آدم» . آیا تا به حال سعی کرده ایم در جامعه خود مراکز و سازمان هایی که مسئول تربیت این ملّاها که همان فارغ التحصیلان رشته های مختلف  هستند را به نحوی تغییر دهیم که ضمن تربیت فارغ التحصیلان با سواد بتوانند انسان هایی فرهیخته نیز تربیت کنند. اگر تلاش هایی هم در این راستا انجام شده است چه میزان در راستای این هدف متعالی موفق بوده ایم؟ آیا اصلا چنین دغدغه ای داشته ایم یا نه؟ 

قطعا خود شما در مدارس مختلف درس خوانده اید و یا دوران دانشجویی را تجربه کرده اید و حتما فارغ التحصیلان متعددی را دیده اید، به نظر شما مدارس و دانشگاه ها در باسواد شدن ما نقش بیشتری ایفا می کنند و یا در آدم شدن ما ؟ زمانی که یکی از اعضای خانواده یا اقوام و آشنایان شما از یک دانشگاه فارغ التحصیل می شود چه قدر احساس کرده اید این فرد با سواد، فرهیخته و اصطلاحا آدم شده است؟ اگرچه میان یک ملّای واقعی و یک فارغ التحصیل فاصله بسیار است - به تعبیری دیگر ملّا شدن نیز کارساده­ ای نیست - اما در این نوشته از تفاوت میان معنای حقیقی ملّا[2] و فارغ التحصیل چشم پوشی می کنیم و صرفا هدف خود را فارغ التحصیلان مقاطع مختلف تحصیلی قرار می دهیم. اگرچه می توان حتی کمی دقیق تر به واژه ملّا نظر کرد و عملکرد نظام آموزشی را در تربیت معلمین و اساتید فرهیخته نیز سنجید که البته این موضوع خارج از بحث این نوشته و بضاعت بنده حقیر است.



[1] بر اساس فرهنگ معین فرهیخته در لغت به معنای  ادب آموخته ، دانش آموخته و دارای فرهنگ والا است. اما کاربرد آن در این نوشته به عنوان معادل آدم حقیقی یا انسان ادب آموخته در غالب ابعاد زندگی است.

[2] بر اساس لغت نامه دهخدا ملا در واژه لقب استاد و معلم است خواه مرد باشد و یا زن.

برای مشاهده ادامه مطلب روی فلش قرمز بالای پست یا این لینک کلیک کنید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰