وب نوشت شخصی محمد مهدی احمدیان

از «الف» امنیت تا «ی» فلسفه زندگی - عقل معاش در کنار عقل معاد حقیقت زندگی است.

۲۱ مطلب با موضوع «فلسفه زندگی» ثبت شده است

ضعف مدیریتی و اجرایی در سامانه مکانیزه ورود خودرو به محدوده زوج و فرد و طرح ترافیک و دزدی آشکار از جیب مردم!

یکی از معضلاتی که در این چند سال اخیر برای شهروندان تهرانی پیش‌آمده است مقوله جریمه محدوده زوج و فرد و طرح ترافیک است زمانی که وارد محدوده یا طرح نشدیم. فرهنگ ما ایرانی‌ها در عصر حاضر بسیار فرهنگ مشکل‌داری است درحالی‌که بسیاری به‌اشتباه تصور می‌کنند که ما ایرانی‌ها دارای فرهنگ بسیار بالایی هستیم (اگر در این موردشک دارید کتاب جامعه‌شناسی خودمانی نوشته حسن نراقی را مطالعه کنید تا بدانید که به این فرهنگ نمی‌توان افتخار کرد!)؛ همین باعث می‌شود به‌راحتی پلاک ماشین خود را دست‌کاری کنیم و با پلاک فرد دیگری وارد محدوده زوج و فرد یا طرح ترافیک شویم؛ این نمونه بارز سرقت در روز روشن است. اگرچه ماده ۷۲۰ قانون مجازات اسلامی جزای حبس از شش ماه تا یک سال را برای این عمل در نظر گرفته اما چرا این قانون اجرا نمی‌شود؟ بی‌خود نیست که یک کشور جهان‌سومی هستیم!

دوربین‌های طرح ترافیک هم که به دلیل ضعف مدیریت بسیاری که در غالب سازمان‌ها وادارات داریم به نحوی طراحی و برنامه‌نویسی شده‌اند که فقط شماره پلاک را خوانده و به‌راحتی و بدون بررسی قبض عوارض یا جریمه صادر می‌کنند. ای مسئولین محترمی که متولی اعمال عوارض و جریمه‌های طرح ترافیک و زوج فرد هستید چرا حاضر نیستید درصد کمی از همین عوارض و جریمه‌هایی که از مردم می‌گیرید را به یک تیم برنامه‌نویسی ماهر بدهید که در برنامه مانیتورینگ شما این قابلیت را اضافه کنند که حداقل مشخصات خودرو را با عکسی که از خودرو می‌گیرید تطبیق دهید (رنگ خودرو، مدل خودرو و غیره) تا به‌ناحق خودروهایی که وارد این محدوده‌ها نشدند را جریمه نکنید! به‌عنوان‌مثال 30 مورد تردد و پرداخت عوارض برای ماشین مدل مگان رنگ سفید صادرشده وقتی مالک خودرو به شعب رسیدگی مراجعه می‌کنند و عکس‌های تردد را در سامانه دریافت می‌کند؛ متوجه می‌شود که ماشینی که این تخلف را انجام داده و پلاک را دست‌کاری کرده یک نیسان آبی است! آیا واقعانمی توانید این دست‌کاری واضح پلاک را با ساده‌ترین ماژول‌های پردازش تصویر تشخیص دهید! و این‌قدر سرمایه و وقت مردم را هدر ندهید! این‌ها که ربطی به تحریم‌ها ندارد! در کشور هزاران جوانان برنامه‌نویس داریم که به‌راحتی می‌توانند این ماژول را به سامانه مکانیزه ثبت تخلف شما اضافه نمایند! تا کی این مردم باید تاوان ناکارآمدی شماها را بدهند! شما مدیرانی که متولی این امور هستید اما هیچ گام مؤثری برای رفع این چالش‌ها برنمی‌دارید به‌صراحت دارید به مملکت خیانت می‌کنید!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
احترام به متقاضیان فرصت‌های شغلی نشانه فرهنگ حرفه‌ای ماست.

احترام به متقاضیان فرصت‌های شغلی نشانه فرهنگ حرفه‌ای ماست.

در طول چندین سال تجربه کار در برخی شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف، بارها این دغدغه را حس کرده‌ام که زمانی که یک شرکت یا سازمان برای جذب نیروی جدید فراخوان می‌دهد و افراد متقاضی متعددی رزومه شغلی ارسال می‌کنند، این حق یکایک این افراد است که در صورت عدم پذیرش در هر مرحله‌ای، از وضعیت عدم پذیرش خود مطلع شوند. به‌شخصه معتقدم که این افراد، بابت زمان و انرژی که صرف ارسال رزومه یا حضور در جلسه مصاحبه کرده‌اند دارای این حق‌اند. اطلاع از عدم پذیرش این امکان را به متقاضی می‌دهد که برنامه‌ریزی دقیق‌تری برای ادامه روند کاری خود داشته باشد و برای فرصت‌های دیگر به شکل جدی‌تری اقدام کند؛ این افراد حتی اگر پارامترها و معیارهای گزینش را بدانند تا حدود زیادی به دلایل عدم گزینش خود پی می‌برند. به‌شخصه اعتقاددارم این وظیفه اخلاقی و اجتماعی هر تیم گزینشی است که اندکی وقت و انرژی بگذارد و حداقل این اطلاعات را به نفرات گزینش نشده ارائه نماید.

 به‌جای انتقادهای مکرر غیر سازنده از وضعیت فرهنگ کاری در کشور، هر یک از ما به‌اندازه بضاعت خود وظیفه‌داریم برای ارتقاء فرهنگ کاری و زندگی در این کشور گام برداریم. امیدوارم به حقوق اجتماعی یکدیگر احترام بگذاریم و درک کنیم که اطلاع‌رسانی در این زمینه فرهنگ حرفه‌ای ما را نشان داده و زمینه‌ساز گسترش الگوهای مثبت خواهد شد. فراموش نکنیم که زندگی همین روزها و همین لحظات است که گاهی گذران آن را حس نمی‌کنیم چراکه بیش‌ازحد با خود و کار خود درگیریم! مفید بودن لزوماً نیاز به انجام کارهای سخت و پیچیده ندارد؛ اگر می‌خواهیم در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم مفید باشیم کافی است  از کارهای مفیدِ کوچک اما تأثیرگذار شروع کنیم و این یعنی آغاز پذیریش مسئولیت اجتماعی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اشتراک تجریه ای ارزشمند

✨با سلام و درود به همه مخاطبان گرامی 


به لطف خداوند، در این چند سال تجربه  کاری در تهران، از بزرگان و انسانهای موفق حوزه دانشگاه، صنعت و مدیرانی فرهیخته (نظیر دکتر مهدی شجری، دکتر هاشم حبیبی، دکتر حمیدرضا شهریاری، دکتر سیاوش خرسندی، مهندس محمد حسین مشکینی، دکتر احمد افشار و غیره که خود را همیشه شاگرد این بزرگواران میدانم)  آموخته‌ام که برای موفقیت در حوزه کسب و کار حداقل دو نکته را مدنظر قرار دهم.  


❗️1- در حوزه کاری علاوه بر تلاش در کسب تخصص و بدون اهمیت دادن به انتقادات غیرسازنده و منفی و غرض ورزانه، اصل بازاریابی،ارائه مثبت و تبلیغات هدفمند و سازنده را در نظر بگیریم.


❗️2- در شرایط نامساعدی که کشور در مسیر گذار از آن است تلاش کنیم علاوه بر داشتن یک پایگاه اصلی کاری، هیچگاه خود را وابسته مطلق به یک محیط کاری ننمایم و به اصطلاح ضرب المثل "هیچگاه تخم مرغهایمان را در یک سبد نگذاریم"؛ چرا که وابستگی مطلق به یک‌محیط کاری، در چنین شرایطی  روز به روز انسان را بیشتر در موضع ضعف قرار میدهد و داشتن چند موقعیت شغلی حتی به شکل محدود، به عنوان مثال در حد مشاور، انسان را از مواجه شدن با شرایط نامطلوب کاری به ویژه در محیط هایی که پرچالش است نجات می‌دهد.


🔍هدفم از بیان این تجربه این بود که خواستم در این برهه از زمان که محیط کاری خود را با لطف فراوان خداوند، با مشورت با برخی دوستان موفق و مورد اعتماد و با انتخاب آگاهانه خود عوض کردم، ضمن یادآوری نام این بزرگواران، از  تک تک آموزه ها و حمایت‌های آنها، به ویژه مدیرعامل محترم شرکت سابقم و سرپرست سابق محترم مرکز که علیرغم همه چالش‌ها همواره از بنده حقیر حمایت کردند، سپاسگزاری کنم و سپس  در حد بضاعت خود، زکات این تجربه را بدهم و این تجربه ارزشمند را با شما دوستان عزیز و مخاطبان گرامی که قطعا سطح تجربه و دانشتان از بنده حقیر بیشتر است به اشتراک بگذارم، به امید اینکه مفید باشد. 


♦️ارادتمند همگی و با تقدیم احترام

م.م. احمدیان

 ۱۲ آذر ۹۷

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ بسیار ارزشمند در مورد هوش هیجانی(EQ) و مدیران موفق

پیرامون سلسله مطالب کوتاه  مرتبط با کارگروهی ، فرصت ها و چالش های آن در این پست به بحث هوش هیجانی و مدیریت موفق می پردازم.
به اعتقاد برخی، نیازمندی های مدیریت یک مثلث است که یک ضلع آن مهارت(تجربه) ، ضلع دیگر آن دانش و ضلع سوم آن استعداد مدیریت است؛  ضلع اول و دوم را با تمرین و تلاش می توان به دست آورد اما ضلع سوم به  توانایی های ذاتی فرد بر می گردد.  در این کلیپ تقریبا سه دقیقه ای که توسط Harvard Business Review تولید شده است، مطالب بسیار مفیدی در رابطه با هوش هیجانی  ارائه می شود و تلاش می شود تا مشخص شود چه عواملی موجب تمایز رهبران(مدیران) بزرگ و معمولی می شود. هوش هیجانی بر اساس تحقیقات گلمن  از پنج مولفه ساخته شده است:
      • خودآگاهی
        • فهم احساسات خود و تاثیر آن بر دیگران
      • خود نظم دهی
        • توانایی کنترل و تغییر جهت انگیزه های مخرب است؛ به ویژه تفکر قبل از عمل
      • انگیزش
        • به مفهوم اشتیاق به کار و برخورد اری از انرژی و پایداری دلایلی فراتر از پول و مقام است
      • همدلی
        • توانایی فهم نیازهای احساسی دیگران و رفتار  متناسب با آن است
      • مهارت های اجتماعی
        • به معنی تخصص در مدیریت روابط، توسعه شبکه، ایجاد توافق و زمینه های مشترک است
    • نکته قابل توجه این است که هوش هیجانی را با تمرین می توان ارتقاء داد.
    • اگر جسارت نباشد، دیدن این کلیپ را به همه مدیران بزرگوار که قصد پیشرفت خود و سازمان خود را دارند توصیه می نمایم. (لینک مشاهده کلیپ) 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گزیده ای از مطالب مرتبط با کارگروهی ، فرصت ها و چالش های آن

در این پست قصد دارم در راستای مجموعه نوشته هایم در حوزه موفقیت شخصی و حرفه ای به‌مرور، مجموعه‌ای از  مطالب مرتبط با کارگروهی، فرصت‌ها و چالش‌های آن را بیان نمایم. قطعا وظیفه شرعی و حرفه ای ماست که هر یک به اندازه بضاعت خود، بعد از اینکه این آفت ها را از خود دور کردیم، تلاش نماییم تا در محدوده اختیارات یا محدوده کاری خود این معضلات کمرنگ تر و کمرنگ تر شوند. امیدوارم  فرهنگ کار گروهی به شکل روزافزون در کشور ما بالا رود.
  • آفت ۱: همکارانی که در عمل همکاری نمی‌کنند اما  چنان ظاهرسازی می‌کنند که همکاری  بسیاری با سایرین دارند  و بخش عمده‌ای از کار به دوش آن‌ها است. 
    • وجود برخی افراد در کار گروهی یک آفت به‌حساب می‌آید، افرادی که نشان می‌دهند نقش تأثیرگذاری در انجام کار گروهی دارند و حتی چنان وانمود می‌کنند که انگار 100% در پروژه درگیر هستند درحالی‌که کمترین کار را انجام می‌دهند و کمترین تعهد را به گروه و پروژه دارند. این ویژگی هم می‌تواند در اعضای گروه بروز نماید و هم در مدیریت گروه؛ قطعاً در صورت بروز این ویژگی در افراد گروه این وظیفه مدیریت گروه است که فرد خاطی را اصلاح نماید یا از همکاری گروهی حذف نماید. این فیلم کوتاه (لینک) می‌تواند نمونه‌ای از وجود این افراد در کار گروهی باشد (در مثل مناقشه نیست).
    • این ویژگی منفی چنانچه در رهبر یا سرپرست گروه بروز نماید باعث می‌شود که وی به‌جای رهبری نقش رئیس را به خود بگیرد که  تصویر ذیل تفاوت‌های این دو مدل همکاری را مشخص می‌کند. چنانچه رهبر گروه تبدیل به رئیس گروه شود قطعاً ویژگی‌های منفی در گروه بروز خواهد نمود که در فرصت‌های آتی در مورد آن مطالبی را خواهم نوشت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جمع بندی  آخر سال از زندگی شخصی تا وضعیت امنیت سایبری(برنامه ریزی و نقشه راه)

جمع بندی آخر سال از زندگی شخصی تا وضعیت امنیت سایبری(برنامه ریزی و نقشه راه)

یکی از کارهایی که در آخر هر سال ،جهت رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای، بسیار توصیه می شود جمع بندی کارهای انجام شده در طول سال است. البته این جمع بندی نیاز به یک زیرساخت برنامه ریزی دقیق دارد که باید در طول سال انجام شده باشد و  بتواند شاخص هایی را برای محاسبه ارائه کند. البته جدای از فراهم نمودن این زیرساخت، متعهد نمودن خود به عمل به برنامه ریزی و ثبت آن بسیار اهمیت دارد. اهمیت برنامه ریزی و نظم در امور بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست همانطور که در ادیان مختلف از جمله دین مبین اسلام نیز بارها به آن تاکید شده است(حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا ، اوصیکما...بتقوی اللّه و نظم امرکم).در برخی از پست ها و محافل برخی مخاطبین گرامی خواسته بودند که از برنامه ریزی شخصی و حرفه ای نیز در وب نوشت مطالبی درج نمایم که انشالله در آینده این توفیق نصیب شود که بتوانم تجارب شخصی و حرفه ای خود را در حوزه برنامه ریزی که حاصل 14 سال تجربه در حوزه برنامه ریزی است منتشر نمایم. بنده حقیر نیز همواره سعی می کنم  در حد بضاعت خود چه در پروژه های حرفه ای حوزه سایبری و چه در زندگی شخصی چنین برنامه ریزی و جمع بندی داشته باشم؛ به عنوان مثال در شکل فوق برخی از نمودارهای جمع بندی برنامه ریزی(شخصی) سال 1396 بنده را مشاهده می کنید.


و اما تلنگری به ما در حوزه امن سازی صنایع و زیرساخت های حیاتی:

  • تا چه حد در رسیدن به اهداف امنیتی صنعت خود در طول سال 96 موفق بودیم؟
  • آیا اصلا اهداف امنیتی سالیانه ما مشخص شده است؟ (این اهداف در قالب نقشه راه امنیت سایبر-فیزیکی  توسط مشاورین و تیم های امنیتی با همفکری با متولیان و مسئولین صنعت مشخص می شوند.)
  • آیا اصلا برای امن سازی صنعت خود نقشه راهی داریم یا اینکه هنوز بدون برنامه و نقشه مشخص  گام بر می داریم؟
  • اگر بخشی از برنامه های امنیتی نقشه راه 1396  محقق نشده است، آیا دلایل آن شناسایی شده است و برای حل چالش های پیشرو در سال آتی برنامه ریزی کرده ایم؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پزشکی زیاد از حد گنده و قدرتمند شده است!(دردهای سیستمی)

به بهانه دیدن سخنان جنجالی دکتر ملائک، استاد هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف در مورد دردهای سیستمی که دیدن آن را به تمامی مهندسین اکیدا توصیه می کنم، چند نکته که به عنوان مهندس این مملکت بر خود وظیفه می دانم که بگویم{ضمن احترام و ستایش  همه پزشکان فرهیخته ای که بیش از آنکه به دنبال ثروت مادی باشند به دنبال خدمت به خلق اند}:

  • تفاوت غیرمنطقی در درامد میان رشته های مختلف به دور از عدالت است و این مسئله در کشور ما میان درامد پزشکان(دندان،پزشکی، دارو) و مهندسین بیداد می کند و امیدوارم روزی بتوانیم این مسئله را تعدیل کنیم.
  • عده ای از پزشکان تصور می کنند که این تنها آنها هستند که درس خوانده اند و زحمت کشیده اند؛ این در صورتی که به شخصه مهندسین بسیاری را می شناسم که در بهترین دانشگاه های کشور تحصیل کرده اند و میانگین مطالعه روزانه آنها از بسیاری از پزشکان بیشتر بوده است و در حال حاضر نیز بیشتر است.
  • در کشور ما درصد قابل توجهی از پزشکان آنگونه که باید بیمار را ویزیت نمی کنند و فقط می خواهند سریعا(حتی به اشتباه) نسخه ای تجویز کنند و بیمار بعدی را ویزیت کنند(البته بماند که گاها بیمار را به سراغ داروخانه های طرف قرارداد شخصی پاس می دهند یا به سراغ سایر پزشکان همدست با خود هدایت می کنند )!این نوع پزشکان عموما تعدادی نشانه(symptom) را از بیمار استخراج می کنند(استخراج که چه عرض کنم، بیشتر خود بیمار شفاها می گویند)  سپس بر اساس پایگاه دانشی(که متاسفانه چندان به روزرسانی هم نمی شود) که حفظ کرده اند  شبیه ترین بیماری را استنباط کرده و در کسری از ثانیه نسخه را می نویسند(با پایگاه دانش دیگری از داروهای مختلف). انشالله به مدد پیشرفت هوش مصنوعی، ما مهندسین قطعا در آینده نچندان دور با جایگزین کردن ربات های مجهز به سیستم خبره نسل این پزشکان را خواهیم خشکاند(منظور حذف پزشکان نیست، بلکه مقصود حذف این نوع طبابت است) و ربات های پزشکی را جایگزین می کنیم که با کمترین خطا، با کمترین هزینه، نسخه بیمار را می نویسد.
  • حرف زیاد است و فرصت اندک؛به شخصه معتقدم مهندسین باید متحد شده و با تشکیل کمپین هایی منسجم و یک دل ، به شکل اصولی و کاملا قانونی صدای خود را به گوش مسئولین برسانند.

دیدن این ویدئو در آپارات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یکی از واقعیت های تلخ نظام آموزشی و وزارت علوم(مریم میرزاخانی)

این متن که نوشته دکتر حسین آخانی سنجانی است  و در خبر آنلاین منتشر شده است، به علت تامل برانگیز بودن در وب نوشت خود بازنشر می دهم:

خبر جانکاه مرگ مریم میرزاخانی همه را شوکه کرد. بخصوص جوانمرگ شدنش خیلی غم انگیز بود. من تجربه جوانمرگی برادرم را در 20 سالگی، آن هم توسط سرطان تجربه کرده‌ام. می دانم این هیولا چیست، به هر جای بدن ممکن است حمله کند، و هر کسی را، در هر سنی و هر در نقطه‌ای از عالم ممکن است هدف قرار دهد.

ایرانی‌ها به مریم افتخار می‌کنند. او اولین زن در تاریخ ریاضی است که تا امروز برنده جایزه فیلدز شده است. این به تنهایی کافی است که همیشه به داشتن چنین انسانی ببالیم. به عنوان یک دانشگاهی که هر روز باید با تعداد مقالات خود حضورش را در دانشگاه ثابت کند، رفتم و سری به پروفایل حرفه‌ای خانم میرزاخانی زدم. در سایت webofknowledge (جایی که در آن مقالات آی اس آی فهرست می‌شوند) اگر فقط نام Mirzakhani M را جستجو کنید 20 مورد می‌یابید. با چک کردن عنوان مقالات به زودی در می‌یابید که اینها بیش از دو نفرند. یکی محمود است که مقالات فیزیک دارد و دیگری مریم. به ناچار جستجو را فقط با نام Mirzakhani Maryam ادامه می‌دهم. با کمال تعجب فقط 10 مقاله بیشتر دیده نمی‌شد. از این ده مقاله 5 مقاله قبل از پروفسوری ایشان تا سال 2008 است و 5 مقاله هم در 9 سالی است که به درجه استادی رسیده است. البته خانم میرزاخانی مقالاتی هم در مجلات غیر آی اس آی دارد. چون در سیستم خودمان به چنین مقالاتی بهای چندانی داده نمی‌شود به آن نپرداختم. نام او حتی در لیست دانشمندان آی اس آی هم نیست. سپس گزارش ارجاع ((citation report را انتخاب می‌کنم، با کمال تعجب پروفایلی را که می‌بینم در حد یک استادیار معمولی در دانشگاه‌های ایران است. حتی دانشجویان بسیاری هم در ایران هستند که خیلی بالاتر از مریم میرزاخانی هستند. دانشجویان و استادان بعضی رشته‌ها (بخصوص شیمی) در کشور کم نداریم که در یک ماه می‌توانند چنین پروفایلی را پر کنند. اینجاست که شک می‌کنم. نکند توطئه‌ای در کار است که این دخترک جوان با این تعداد کم مقاله را چنان جایزه مهمی داده‌اند و در استنفورد استخدامش کرده‌اند؟ چگونه شده است که دانش آموخته هاروارد که در 31 سالگی به بالاترین درجه دانشگاهی در معتبرترین دانشگاه جهان رسیده فقط با 5 مقاله آی اس آی استاد تمام شده است؟ با این تعداد اندک مقاله و ارجاع می‌گویند یک نابغه ریاضی؟ چه اتفاقی افتاده است؟ حتما اشکالی در کار است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
از  جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

از جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

پنجشنبه اخیر (22 تیرماه) توفیق اجباری نصیب شد تا در  دومین جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف حضور داشته باشم. اگرچه حداقل(خیلی خوشبیانه) 40% از سخنرانی ها کسل کننده و فاقد محتوای ارزشمند بود اما برخی سخنرانی های این جشنواره برای حقیر خالی از لطف نبود: ازجمله سخنرانی خانم سحر اسدی(Data Scientist, Spotify) که از سالها قبل ایشان را در مسابقات رباتیک IranOpen می شناختم و سخنرانی ایشان موجب گردید که دید بهتری به Data-Driven Product Development پیدا نمایم( و آشنایی آن را به تمام مخاطبین گرامی حوزه تحلیل و طراحی نرم افزار توصیه کنم) و بفهمم که در کنار در نظر داشتن  پیشبینی های انسانی در طراحی نرم افزار باید به تحلیل داده ها اعتماد کرد.  پرسش و پاسخ با محمد جواد شکوری مقدم(موسس و مدیرعامل آپارات،کلوب و غیره ) مانند همیشه جذاب و آموزنده بود. با داود تراب زاده(سرپرست تجربه کاربری فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا) اولین بار بود که آشنا می شدم؛ اما صحبت های ایشان نیز نکات قابل تاملی(مثبت/منفی) از شناخت دیجی کالا به همراه داشت. آشنایی با محی سنیسل(بنیان‌گذار پلتفرم جذب پشتوانه مالی جمعی (Crowdfunding) ایرانی تحت نام "دونیت") به ویژه زندگی نامه ایشان بسیار جالب توجه بود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

نسخه ای از این مقاله در  هفته نامه بابک زمین(سال چهاردهم،شماره 579، سه شنبه 6 مهر 1395) به چاپ رسیده است. 

-----------------

فصل تابستان رو به اتمام است و در آستانه فصل پاییز قرار داریم، فصلی که طبیعت رخت و لباس سبزش را از تن درمی‌آورد و دانش آموزان و دانشجویان رخت و لباس کسب دانش را به تن می‌کنند. چه بسیار دانش آموزان و دانشجویانی که در گوشه گوشه­ ی کشور عزیزمان و در لحظه‌لحظه‌ی تاریخ آن، این روزگاران را سپری کرده‌اند و در  صفحه صفحه‌ی تاریخ این مملکت خاطرات و تأثیرات مختلفی را به یادگار گذاشته‌اند. هر یک از ما نیز به فراخور سن و سال خود خاطرات مختلفی از روزگار مدرسه و دانشگاه و از اهل مدرسه و دانشگاه به همراه داریم. برای ذهنهای دغدغهمند چه بسیار چالش‌های فراوان من باب تأمل در محفل کسب دانش و برای گوش‌های شنوا چه بسیارها سخن‌ها برای گوش جان سپردن در این موضوع.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰