وب نوشت شخصی محمد مهدی احمدیان

از «الف» امنیت تا «ی» فلسفه زندگی - عقل معاش در کنار عقل معاد حقیقت زندگی است.

۶ مطلب با موضوع «فلسفه زندگی :: موفقیت و شکست» ثبت شده است

از  جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

از جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف تا آزمون خودشناسی MBTI

پنجشنبه اخیر (22 تیرماه) توفیق اجباری نصیب شد تا در  دومین جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف حضور داشته باشم. اگرچه حداقل(خیلی خوشبیانه) 40% از سخنرانی ها کسل کننده و فاقد محتوای ارزشمند بود اما برخی سخنرانی های این جشنواره برای حقیر خالی از لطف نبود: ازجمله سخنرانی خانم سحر اسدی(Data Scientist, Spotify) که از سالها قبل ایشان را در مسابقات رباتیک IranOpen می شناختم و سخنرانی ایشان موجب گردید که دید بهتری به Data-Driven Product Development پیدا نمایم( و آشنایی آن را به تمام مخاطبین گرامی حوزه تحلیل و طراحی نرم افزار توصیه کنم) و بفهمم که در کنار در نظر داشتن  پیشبینی های انسانی در طراحی نرم افزار باید به تحلیل داده ها اعتماد کرد.  پرسش و پاسخ با محمد جواد شکوری مقدم(موسس و مدیرعامل آپارات،کلوب و غیره ) مانند همیشه جذاب و آموزنده بود. با داود تراب زاده(سرپرست تجربه کاربری فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا) اولین بار بود که آشنا می شدم؛ اما صحبت های ایشان نیز نکات قابل تاملی(مثبت/منفی) از شناخت دیجی کالا به همراه داشت. آشنایی با محی سنیسل(بنیان‌گذار پلتفرم جذب پشتوانه مالی جمعی (Crowdfunding) ایرانی تحت نام "دونیت") به ویژه زندگی نامه ایشان بسیار جالب توجه بود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!

نسخه ای از این مقاله در  هفته نامه بابک زمین(سال چهاردهم،شماره 579، سه شنبه 6 مهر 1395) به چاپ رسیده است. 

-----------------

فصل تابستان رو به اتمام است و در آستانه فصل پاییز قرار داریم، فصلی که طبیعت رخت و لباس سبزش را از تن درمی‌آورد و دانش آموزان و دانشجویان رخت و لباس کسب دانش را به تن می‌کنند. چه بسیار دانش آموزان و دانشجویانی که در گوشه گوشه­ ی کشور عزیزمان و در لحظه‌لحظه‌ی تاریخ آن، این روزگاران را سپری کرده‌اند و در  صفحه صفحه‌ی تاریخ این مملکت خاطرات و تأثیرات مختلفی را به یادگار گذاشته‌اند. هر یک از ما نیز به فراخور سن و سال خود خاطرات مختلفی از روزگار مدرسه و دانشگاه و از اهل مدرسه و دانشگاه به همراه داریم. برای ذهنهای دغدغهمند چه بسیار چالش‌های فراوان من باب تأمل در محفل کسب دانش و برای گوش‌های شنوا چه بسیارها سخن‌ها برای گوش جان سپردن در این موضوع.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

قابل توجه علاقمندان به کتاب دست نوشته های شکست، پلی تا موفقیت

قابل توجه علاقمندان به کتاب «دست نوشته های شکست، پلی تا موفقیت» که جویای محل فروش کتاب در نمایشگاه کتاب امسال بودند، این کتاب در سالن شبستان در راهرو 16 غرفه 28 (انتشارات فریور) موجود می باشد.

 کتاب دست نوشته های شکست، پلی تا موفقیت


نرم افزار های اندروید و iOS بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سخنی با خوانندگان فهیم کتاب دست نوشته های شکست پلی تا موفقیت

سخنی با خوانندگان فهیم کتاب دست نوشته های شکست پلی تا موفقیت

اگر چه خوانندگان عزیز و دوستان گرامی کتاب در این 3 سالی که کتاب ))دست نوشته های شکست پلی تا موفقیت((  منتشر شده است لطف بسیاری به این کتاب داشته اشت و بنده را شرمنده کرده اند اما با این وجود این کتاب دارای نقایص عدیده ای به ویژه از لحاظ نگارشی و تایپی است.در سال 1391 با اینکه در گیر مطالعه کنکور کارشناسی  ارشد بودم و اصلا فرصت بازبینی کتاب را نداشتم و می دانستم که هنوز کتاب دارای ایراداتی است،  بنده مصر بودم که در همان سال کتاب را چاپ کنم  چرا که هنوز در آن سال در اوج مشکلات و مسائل سخت زندگیم بودم که شاید سالها بعد شرح حالی از این وقایع را منتشر کنم. در آن زمان  در آغاز زندگی مستقل فکری که هر انسانی از گذار از دوره نوجوانی به جوانی دیر یا زود با آن رو به رو می شود در اوج دشواری هایی بودم که باتوجه به توان اندکم در ان سالهای برایم بسیار دشوار  می نمود و تحمل آنها را نداشتم...مشکلاتی که روز به روز بیشتر مرا به سوی باتلاق نیستی و نابودی سوق می داد  بعد از جست و جو و مطالعه  بسیار در میان کتاب ها و سخنرانی ها  حوزه موفقیت و روانشانسی و کند و کاو در سخنان حکیمانه بزرگان و انسان های موفق تاریخ بشریت حاصلی جز  آشفته تر کردن دنیای ذهنم نصیب من نشد.همانطور که در کتاب هم گفته ام حرف­های قشنگ و پندآموزی که این کتاب ها و سخنرانی ها موج می زد در کنار همه­ی عظمتشان برایم اندکی غریبه بود، دوست داشتم علاوه بر اینکه  پای صحبت انسان­های بزرگ بنشینم، کسی را پیدا کنم که قدری همدرد و همرنگ من باشد. متأسفانه و شاید هم خوشبختانه، خواسته یا ناخواسته ما انسان­ها بیشتر از اطرافیان، هم سن و سالها و جامعه­ی اطراف خود و کسانی که شرایط ما را دارند الگو می­گیریم، شاید به این علّت که آنها برای ما قابل رؤیت­اند،آنها برای ما ملموس تر­اند تا انسانهایی که فرسنگ­ها از ما فاصله دارند.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

اگر شکست نخورده اید، نخوانید!

سلام به همه دوستان عزیز

این مقاله(با اندکی تفاوت در موارد مثال)  اگر اشتباه نکنم در سال 1391 در هفته نامه بابک زمین شهرستان شهربابک(استان کرمان) به چاپ رسید.امشب برای شما دوستان عزیز در وبلاگ قرار می دهم.امیداور که مفید باشد.التماس دعا

---------------

گاهی در لابه لای تار و پود ثانیه ها و در سبقت عقربه های ساعت زندگی ام واژه ای ذهن مرا به بازی می گیرد : ((شکست!)) آری واژه ای که برای همه ما تداعی کننده خاطرات پرتنشی است، اما آیا پدیده شکست  یک مصیبت  است یا یک موهبت!؟ وقتی به سراغ زندگی نامه و دست نوشته های انسان های بزرگ و موفق می رویم، در دل خاطرات آنها ، در پله های مختلف نردبان زندگیشان رد پاهایی زیادی از شکست می بینیم. اگر زندگی دانشمندان بزرگ، مشاهیر تاریخ و مردان نام آور زمانهای مختلف را بررسی کنیم می بینیم که اکثر آنها با شکست های بزرگی در طول زندگی دست و پنجه نرم کرده اند. نمی خواهم اینجا از ادیسون بگویم و یا از نیوتون و  یا هلن کلر! نمی خواهم از بزرگانی حرف بزنم که همه ما آنها را می شناسیم و می دانیم که شکست های بزرگی را پشت سر گذاشتند، آنها انسان های بزرگی بودند!

در همین کشور خودمان، در همین نزدیکی، انسان های غریبی را داریم که بسیار بزرگ اند! کسانی که با وجود موانع و سختی ها وشاید به تعبیری شکست های بزرگ  نه تنها در جاده پرتلاطم  زندگی کنار نکشیده اند بلکه محکم و استوار، قوی تر از کسانی که چنین مشکلاتی را ندارند گام بر می دارند! به عنوان نمونه زهره اعتضادالسلطنه  که از نعمت دست محروم است و با پاهای خود به خلق تابلوهای نقاشی و بافت گلیم می‌پردازد و آرش رزقی‌بارز  هنرمند کشورمان که در 22 سالگی به علت حادثه ای  منجر به ضایعه نخاعی از قسمت گردنش گردید اما تسلیم نشد ،اینها برای ما می تواند الگوهایی باشند و یا خیلی از بزرگان هم میهن  دیگر که علیرغم بزرگی آنها را نمی شناسنیم! شاید از کنار این بزرگان به راحتی بگذریم و حتی به فکرمان هم خطور نکند که این انسان ها چه دنیایی دارند! اگر چه  آشناهستند اما غریب اند! درست است که چندان شناخته شده نیستند اما رفتار و برخورد آنها با مشکلاتشان نشان از بزرگی و عظمت درونی آنها دارد. اگر ما جای آنها بودیم به راستی الان چگونه شرایطی داشتیم؟!آیا زانوی غم بغل گرفته بودیم و یا مانند آنها اهل مبازره بودیم!؟ سر شما را به درد نیاورم سوال من این بود که آیا شکست یک مصیبت است یا یک موهبت؟!


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مقایسه انگشتانمان ممنون! مقایسه خودمان نیز همچنین!

مقایسه انگشتانمان ممنون! مقایسه خودمان نیز همچنین!

«ای نام تو بهترین سرآغاز...»

با سلام و هزاران درود به شما انسان دنبال سعادت

در این پست وب نوشت، مطلبی را در که تکمیل بخشی از  فصل هشت(بهتر است با خودمان رقابت کنیم نه با دیگران) کتاب «دست نوشته های شکست،پلی تا موفقیت» روزگاری نوشتم برای شما عزیزان قرار می دهم.انشاالله مفید باشد.

 

مقایسه انگشتانمان ممنون! مقایسه خودمان نیز همچنین!

و چه زیبا نادر خلیلی می نویسد: «اسب ها هرگز با هم مسابقه نمی دهند ما انسان ها هستیم که آن ها را به مسابقه می کشیم. اسب ها هنگامی که آزاد و سرمست‌اند به سرعت بادها می دوند. زنبورهای عسل نیز از هم پیشی نمی گیرند، همگی از گل ها کام دل برمی گیرند. و در پایان نیز کم تر از شهد گل نمی آفرینند. بال های یک پرنده با هم رقابت نمی کنند که به پروازش درآورند، و پرندگان نیز در یک دسته و در زمان پرواز از هم جلو نمی زنند، ولی همه ی آن ها به اوج می رسند. ما انسان ها نیز گله وار آفریده نشده ایم که با هم مسابقه زندگی دهیم، ما تک تک به وجود آمده ایم تا زیست کنیم و به اوج لایتناهی برسیم.» 
ما انسان ها نیز گَله وار آفریده نشده ایم که با هم مسابقه ی زندگی دهیم، ما تک تک به وجود آمده ایم تا زیست کنیم و به اوج های لایتناهی برسیم...!
.
.
.
تنها دویدن / نادر خَلی لی

ما می­توانیم پیشرفت و موفّقیّت خود را درمقایسه با رفتار و تلاش­­های قبلیمان مورد ارزیابی قرار بدهیم، هر انسان ظرفیت­ها، توانایی­ها و استعدادهای منحصر به فردی دارد که قابل مقایسه با هیچ کس دیگری جز خودش نیست، ترازوی  سنجش موفّقیّت ما گذشته­ی ماست، بهتر است در دوره­های مختلف زمانی یک ارزیابی شخصی در کلیه­ی حوزه­های زندگیمان داشته باشیم، از تحصیل گرفته تا کار، از میزان استراحت گرفته تا میزان درآمد و خرج روزانه. با داشتن یک ارزیابی دوره­ای می­توانیم به یک سطح بندی و مشخصه از ویژگی­های شخصی خود برسیم آنگاه این سطوح را با اهداف خود بسنجیم و خود را در دوره های مختلف زمانی تنها با خود مقایسه کنیم و اگر نیاز شد سعی کنیم ازالگوهایی که انسانهای موفق تبعیّت می کنند بهره ببریم، این یعنی مقایسه با خود!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰